در نشست دوحه تحت عنوان رونق اقتصاد افغانستان از طریق اتصال منطقهای، پیرامون افغانستان گفتوگو شده است.
فیصل بن عبدالله الحنزاب، نماینده ویژه وزیر خارجه قطر، بر ادامه نقش دوحه در تسهیل گفتوگو میان افغانستان و جامعه جهانی و ضرورت تداوم تعامل تأکید کرده است.
نماینده ویژه وزیر خارجه قطر گفته است:« دوحه همواره مرکزی برای گفتوگو بوده است، افزون بر موضوع افغانستان ما آمادگی خود را برای ایفای نقش میانجی و کمک به کم کردن فاصله میان افغانستان و جامعه جهانی اعلام کردهایم.»
به گفته وی:« تاکنون سه دور نشست نمایندگان ویژه را برگزار کردهایم؛ اما همواره بر ضرورت حفظ این تعامل تأکید کرده ایم زیرا هیچ گزینهای جز تعامل وجود ندارد.»
در عینحال، عبدالحی قانت، رییس مرکز مطالعات راهبردی وزارت امور خارجه امارت اسلامی، در پنل افغانستان که در نشست فورم دوحه در نظر گرفته شده بود بیان کرده که رویکرد اقتصادمحور کشورهای منطقه در قبال افغانستان، جایگزین نگاه امنیتمحور شده و نتایج عملی آن در افزایش تجارت، ترانزیت و روابط اقتصادی بهویژه با اوزبیکستان قابل مشاهده است.
رییس مرکز مطالعات استراتیژیک وزارت خارجه امارت اسلامی گفته است:« با حاکمیت دوباره امارت اسلامی افغانستان، کشورهای منطقه دو رویکرد متفاوت را در پیش گرفتهاند.
به گفته آقای قانت:« نخست، رویکرد امنیتمحور است که بیشتر بر مسایل امنیتی متمرکز بوده است؛ اما رویکرد دوم، اقتصادمحور است که تلاش دارد افغانستان را با منطقه یکپارچه ساخته، زمینههای همکاری بیشتر را ایجاد کند و افغانستان را از طریق پروژههای اقتصادی و ترانزیتی با کشورهای منطقه وصل کند.»
از سوی هم، رییس مطالعات استراتیژیک اوزبیکستان اتصال پایدار افغانستان با آسیای مرکزی و جنوبی را کلید ثبات و توسعه دانست و همکاریهای اقتصادی را مؤثرترین ابزار حمایت از افغانستان عنوان کرد.
داکتر الدور آریپوف، رییس مطالعات استراتیژیک و بین منطقهای اوزبیکستان گفته:« متأسفانه برای سالهای متمادی، افغانستان صرفاً از منظر تهدیدات امنیتی دیده شده است و تعاملات بینالمللی نیز بیشتر بر مداخلات و عملیات نظامی استوار بوده است.»
وی افزوده است:« ما باور داریم که نیاز به رویکرد متفاوت وجود دارد؛ موقف ما مشخص است، همکاریهای اقتصادی بهترین و مؤثرترین راه برای حمایت از انکشاف افغانستان میباشد.»
در عینحال، داکتر ولید زیاد، استاد یکی از پوهنتونهای قطر، با نگاه تاریخی گفت آسیای مرکزی و جنوبی در آستانه پایان یک دوره طولانی پراکندگی قرار دارند و پروژههایی مانند تاپی و کاسا–۱۰۰۰ نماد پیوند دوباره منطقه بهشمار میروند.
داکتر ولید زیاد، استاد پوهنتون جورج در قطر گفته است:« بهعنوان کسی که در بیش از ۱۵۰ شهر در اوزبیکستان، افغانستان و پاکستان تحقیق انجام دادهام، میخواهم بهروشنی تأکید کنم که آسیای مرکزی و جنوبی در واقع یک منطقه واحد و بههمپیوستهاند. پروژههایی مانند تاپی، دهلیز شمال–جنوب و کاسا–۱۰۰۰ در حقیقت مظاهر معاصر واقعیتهای تاریخی عمیقتر این پیوند منطقهای هستند.»
این پنل نشان میدهد که یک اجماع تدریجی در حال شکلگیری است که مسیر عبور افغانستان از انزوا، نه از کانال امنیتی، بلکه از راه اتصال اقتصادی، همکاری منطقهای و تعامل دیپلماتیک میگذرد.

